๑۩۞۩๑ به نام خداوند جان و خرد ๑۩۞۩๑
وقتي كلاس شروع شد ، استاد بدون اين كه حرفي بزند،
يك شيشه بزرگ و خالي را برداشت و آن را با توپ هاي تنیس پر كرد.
از شاگردان پرسيد " آيا شيشه پر شده است؟ "
همه گفتند پر شده.
بعد يك مشت سنگريزه از کیسه ای در آورد .....
حتما بقیه مطلب را بخوانید ![]()
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم