تبليغاتX
!!! یک استکان چای داغ !!!
!!! یک استکان چای داغ !!!

๑۩۞۩๑ به نام خداوند جان و خرد ๑۩۞۩๑

اگر خدا گاهی ما را فراموش میکرد ! ! ...
یک تمثیل :      

می گویند روزی که خداوند آفرینش زمین را تمام کرد رو به جبرییل نمود و فرمود بر روی زمین بگرد و ببین آیا هنوز چیزی مانده که برای انسانها لازم باشد و نیافریده باشیم ؟ جبرییل رفت و پس از مدتی به خداوند گفت یک چیز را نیآفریده اید و آن " شن و ماسه " است . که اگر شن نباشد انسانها خانه های خود را با چه چیزی بسازند ؟ ! و اگر شن نباشد دیگر هیچ دریایی ساحل نخواهد داشت و آنگاه که عشاق بر روی شنهای ساحل قدم می زنند جای پای آنها باقی نخواهد ماند تا زیباترین تابلوی آفرینش شکل بگیرد ....  

خداوند کیسه ای شن به جبرییل داد و    ......     در ادامه مطلب بخوانید

این داستان تمثیلی ،  برداشتی است  آزاد بر گرفته از نوشته های یک نویسنده مسیحی .

عید سعید قربان بر همه مسلمانان مبارک باد . دلتان گرم خدا 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ۩۞۩ زهرا ۩۞۩ در پنجشنبه 1385/10/07 | موضوع: قصه جبرییل و کیسه شن!