نام زیبایت که می آید انگار همه خوبی ها در مقابل همه بدیهای عالم به یکباره صف میبندند ... رویارویی اوج پاکی و حقارت پلیدی ، سرفرازی آگاهی و شرم تقصیر، زبونی خاک و بلندای افلاک ، وسعت آزادگی و تنگنای اسارت ، تمامیت وفا و حقارت نیرنگ ...آه ... انگار همه عشق در مقابل همه نفرت به بر روی لبه تیغ ایستاده اند ... نه دلها و نه چشمها تاب نمی آورند این همه آشفتگی را ... که شاید همین باشد راز گریه های بی بهانه ما به هنگام شنیدن نامت ... ای حسین ! شاید آبی است بر آتش دل ... سلام بر تو و بر دوستان تو .

نوشته شده توسط ۩۞۩ زهرا ۩۞۩ در چهارشنبه
1386/10/26 | موضوع: سلام بر حسین