๑۩۞۩๑ به نام خداوند جان و خرد ๑۩۞۩๑
مدتهاست چیزی ننوشتم ... این قصه به نظرم بامزه اومد ... شاید هم تکراری باشه .... ببخشید ... امروز کارای پایان نامه رو به یه جاهایی رسوندم ... یه کم فرصت پیش اومد ... حالا بخونید ببینم نظرتون چیه !
یه زوج ۶۰ ساله 
به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن. وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم! ... زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و بوف !!!! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد ! حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: این خیلی رمانتیكه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد ! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچیكتر باشه ... زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و بوف!!! مرد ۹۰ سالش شد !!!
نتیجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ باشند ، ولی فرشته ها حتما زن هستند !!![]()